دادههای تورمی آمریکا در هفته جاری سیگنال مهمی برای بازارهای مالی ارسال کردند: فشار قیمتها در سطح تولیدکننده در ماه جولای متوقف شد و همزمان انتظارات معاملهگران برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در ماه سپتامبر کاهش یافت. اما در پشت این خبر مثبت، یک تناقض مهم وجود دارد؛ تورم کوتاهمدت در حال آرامشدن است، در حالی که هزینه تأمین مالی بلندمدت آمریکا همچنان بالاست.
برای بازار کریپتو، این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مسیر نرخ بهره، بازده اوراق خزانهداری و نقدینگی دلار از مهمترین متغیرهای تعیینکننده ریسکپذیری در داراییهای دیجیتال هستند.
PPI آمریکا متوقف شد؛ فشار تورمی در سطح تولیدکننده کاهش یافت
بر اساس دادههای منتشرشده در ۱۳ آگوست، شاخص قیمت تولیدکننده آمریکا یا PPI در ماه جولای نسبت به ژوئن تغییری نکرد؛ در حالی که بازار انتظار افزایش حدود ۰.۲ درصدی را داشت.
در مقیاس سالانه نیز PPI از ۵.۵ درصد در ژوئن به ۴.۷ درصد در جولای کاهش یافت. بخش کالاها با افت ۰.۷ درصدی همراه شد که کاهش قیمت انرژی و مواد غذایی در آن نقش داشت، در حالی که قیمت خدمات حدود ۰.۲ درصد افزایش پیدا کرد.
این داده یک روز پس از انتشار CPI جولای منتشر شد و در مجموع، تصویر نسبتاً ملایمتری از مسیر تورم آمریکا ارائه داد.
اما نکته مهم اینجاست: کاهش PPI بهتنهایی به معنی پایان فشارهای تورمی نیست.
شاخصهای هسته همچنان نشان میدهند که بخشی از فشار قیمت در اقتصاد باقی مانده است. به همین دلیل، بازار اکنون بیشتر از یک عدد مشخص، به دنبال نشانههایی درباره پایداری روند کاهش تورم است.
بازار سریعاً احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر را کاهش داد
واکنش بازار به داده PPI کاملاً قابل توجه بود.
پیش از انتشار دادههای جدید، احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در نشست سپتامبر در محدوده ۴۰ درصد قرار داشت. پس از انتشار PPI، این احتمال به حدود ۳۵ درصد کاهش یافت.
این تغییر از منظر بازار کریپتو اهمیت بالایی دارد.
در حالت معمول، کاهش احتمال افزایش نرخ بهره میتواند فشار روی داراییهای پرریسک را کاهش دهد؛ زیرا نرخ تنزیل پایینتر و چشمانداز سیاست پولی کمتر انقباضی، شرایط را برای جریان سرمایه به سمت داراییهایی مانند سهام تکنولوژی و ارزهای دیجیتال مساعدتر میکند.
در واکنش به دادههای تورمی، بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا نیز کاهش یافت و بازار سهام شاهد تقویت سهام تکنولوژی بود.
اما اینجا یک نکته کلیدی وجود دارد:
کاهش احتمال افزایش نرخ بهره کوتاهمدت، الزاماً به معنای کاهش سریع هزینه پول در کل اقتصاد نیست.
مشکل اصلی ممکن است در سررسیدهای بلندمدت باشد
در حالی که بازار نسبت به نرخ سیاستی فدرال رزرو خوشبینتر شده، بازار اوراق خزانهداری آمریکا همچنان یک پیام متفاوت ارسال میکند.
در یکی از حراجهای اخیر، اوراق ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا با بازده ۵.۲۱۶ درصد عرضه شد؛ سطحی که بالاترین بازده گزارششده برای این نوع انتشار از سال ۲۰۰۱ عنوان شده است.
این موضوع نشان میدهد که سرمایهگذاران برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا همچنان بازده قابل توجهی مطالبه میکنند.
علت فقط تورم نیست.
کسری بودجه آمریکا، حجم بالای انتشار اوراق و نگرانی درباره مسیر بدهی دولت میتوانند باعث شوند سرمایهگذاران برای پذیرش ریسک نگهداری اوراق بلندمدت، بازده بیشتری طلب کنند. این بخش از بازده اضافی در ادبیات بازار با مفهوم Term Premium شناخته میشود.
در نتیجه، حتی اگر فدرال رزرو در ماههای آینده نرخ بهره را ثابت نگه دارد یا مسیر سیاست پولی را نرمتر کند، ممکن است بازده اوراق بلندمدت با همان سرعت کاهش پیدا نکند.
این مسئله برای تمام داراییهای ریسکپذیر، از سهام گرفته تا کریپتو، اهمیت دارد.
چرا بازده اوراق برای بیتکوین مهم است؟
بازده اوراق خزانهداری آمریکا یکی از مهمترین معیارهای سنجش هزینه فرصت سرمایه محسوب میشود.
وقتی سرمایهگذار میتواند از داراییهای نسبتاً کمریسک مانند اوراق خزانهداری بازده بالایی دریافت کند، برای ورود سرمایه به داراییهای پرریسکتر باید انتظار بازده بالاتری داشته باشد.
در مقابل، کاهش بازده واقعی و اسمی اوراق میتواند جذابیت نسبی داراییهای ریسکپذیر را افزایش دهد.
به همین دلیل، در بازار کریپتو نباید فقط به این سؤال توجه کرد که:
«آیا فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش میدهد یا نه؟»
سؤال مهمتر این است:
«بازده اوراق بلندمدت آمریکا در چه مسیری حرکت میکند؟»
اگر نرخهای بلندمدت بالا باقی بمانند، حتی یک فدرال رزرو نسبتاً صبور نیز ممکن است نتواند بهتنهایی شرایط مالی را به شکل محسوسی تسهیل کند.
ین ژاپن؛ ریسک دیگری برای بازارهای جهانی
در سوی دیگر بازار ارز، وضعیت ین ژاپن همچنان یکی از متغیرهای مهم برای معاملهگران جهانی است.
نرخ USD/JPY بار دیگر به محدوده ۱۶۰ نزدیک شده و اختلاف قابل توجه بازدهی میان داراییهای آمریکایی و ژاپنی همچنان به جذابیت Carry Trade کمک میکند.
در کری ترید، معاملهگران معمولاً با استفاده از یک ارز با نرخ بهره پایین، مانند ین، تأمین مالی کرده و سرمایه را به داراییهایی با بازده بالاتر منتقل میکنند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که بانک مرکزی ژاپن موضع انقباضیتری اتخاذ کند یا دولت ژاپن برای تقویت ین وارد بازار شود.
در چنین شرایطی، معاملهگران ممکن است مجبور شوند پوزیشنهای تأمین مالی خود را سریعاً ببندند. این فرآیند میتواند به کاهش اهرم و فروش همزمان داراییهای ریسکپذیر منجر شود.
رویترز گزارش داده که پس از مداخلات اخیر برای حمایت از ین، احتمال افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن در ماه سپتامبر به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. همزمان، برخی مقامات و کارشناسان ژاپنی احتمال مداخله بیشتر را نیز مطرح کردهاند.
بنابراین، وضعیت USD/JPY میتواند فراتر از بازار فارکس اهمیت داشته باشد و بر نقدینگی و پوزیشنهای اهرمی در بازارهای جهانی اثر بگذارد.
معادله جدید بازار: تورم پایینتر، اما پول هنوز گران است
دادههای جولای یک پیام نسبتاً مثبت برای فدرال رزرو دارند: فشار تورمی در سطح تولیدکننده فعلاً نشانهای از شتابگیری نشان نمیدهد.
اما از طرف دیگر، چند متغیر همچنان مانع از آن میشوند که بازار بلافاصله وارد یک سناریوی «پول ارزان» شود:
بازده بالای اوراق بلندمدت، کسری بودجه آمریکا، حجم انتشار بدهی، قیمت انرژی و ریسک تغییر روند کری ترید ین.
به همین دلیل، فضای فعلی را میتوان نوعی کاهش فشار پولی بدون تسهیل کامل شرایط مالی توصیف کرد.
برای بیتکوین و سایر داراییهای دیجیتال، این تفاوت بسیار مهم است. کاهش احتمال افزایش نرخ بهره میتواند در کوتاهمدت یک محرک مثبت باشد، اما اگر بازده اوراق بلندمدت بالا بماند و دلار همچنان از مزیت نرخ بهره برخوردار باشد، مسیر ورود نقدینگی جدید به داراییهای پرریسک لزوماً هموار نخواهد بود.
بازار اکنون به چه چیزی نگاه میکند؟
پس از انتشار CPI و PPI جولای، تمرکز معاملهگران از یک سؤال ساده درباره «افزایش یا عدم افزایش نرخ بهره» به مجموعهای از متغیرهای بههمپیوسته منتقل شده است.
در کوتاهمدت، دادههای تورمی بعدی، اشتغال و انتظارات بازار از تصمیم سپتامبر فدرال رزرو اهمیت خواهند داشت. در بلندمدتتر، اما مسیر بازده اوراق ۱۰ و ۳۰ ساله، کسری بودجه آمریکا و سیاست بانک مرکزی ژاپن میتواند برای نقدینگی جهانی تعیینکنندهتر باشد.
برای بازار کریپتو، بنابراین مسئله فقط این نیست که تورم در حال کاهش است یا خیر.
مسئله اصلی این است که آیا کاهش تورم میتواند به کاهش پایدار هزینه تأمین مالی، افت بازده اوراق بلندمدت و افزایش اشتهای ریسک منجر شود یا خیر.
تا زمانی که این زنجیره کامل نشده باشد، انتشار یک داده تورمی مطلوب بهتنهایی برای آغاز یک دوره پایدار از تسهیل شرایط مالی کافی نیست.








دیدگاهتان را بنویسید